محمد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى
پيشگفتار 43
دستور شهرياران ( فارسى )
معمارى كاروانسراى مادر شاه هم تحت الشعاع آثارى چون مسجد شاه و شيخ لطف الله قرار گرفته و آنهايى كه به اوجها و فرازهاى تاريخ بيش از نشيبهاى آن توجه دارند ، عصر صفويه را عادتا عصر شاه عباس مىپندارند و در حقارت تسليم شاه سلطان حسين ، شهامت و پايدارى اصيل مردم ايران را در دوران استقرار حكومت افغان ناديده مىانگارند و بالمآل صحنههايى شورانگيز از تاريخ شهرهاى قزوين و يزد و خوانسار و سده ناجسته مىماند . » 98 ليكن اين حماسهها در كتب تاريخ متعلق به آن دوران ضبط است به طورى كه شيخ محمد على حزين مورخ و نويسندهء اواخر عصر صفوى كه شاهد عينى وقايع پايان سال 1134 و اوايل 1135 هجرى قمرى هنگام محاصرهء اصفهان بوده در خصوص شهر قزوين پس از آنكه به تصرف افاغنه درآمد مىنويسد : « روزى عوام و مردم بازار بهم بر آمده شمشير در افاغنه نهادند و چهار هزار تن كمابيش بكشتند و شهر به ضبط خود آوردند . پس از چندى باز لشكر بر سر آن شهر كشيده به عهد و پيمان متصرف شدند و همچنين در قصبهء خوانسار عوام شوريدند و جمعى از افاغنه را با حاكم و سردارى از ايشان كه وارد شده ، به جايى مىرفت ، در ميان گرفتند و در يك روز سه هزار تن بكشتند . و از غرايب اينكه بعض دهات حقيره كه به هر نوع ذخيرهء آذوقه داشتند در مدت هفت سال كه استيلاى افاغنه واقعه بود ، حصار نااستوار خود را حراست نموده جز صفير تفنگ از ايشان به افاغنه نرسيد و چندان كه در تسخير آن قريهها در آن مدت مديده كوشيدند سود نداشت . » 99 و از اين قبيل است قيام مردم بن اصفهان كه به جهت جلوگيرى از تطويل كلام از پرداختن بدان خوددارى مىشود . محمود بر اورنگ سلطنت : پس از آنكه شاه سلطان حسين در اردوگاه محمود تاج را بر سر امير جديد افغان گذاشت ، فاتح جوان به وى گفت : « تو اندوه به دل راه مده ؛ بخت و اقبال انسانى اين چنين بىثبات است . خداوند چون ارادهاش تعلق گيرد به يكى سلطنت مىبخشد و چون خواست ، آن را منتزع ساخته از دستى به دستى و از قومى به قوم ديگر منتقل مىگرداند . ليكن من عهد مىكنم كه هماره به چشم پدر به تو بنگرم و هيچگاه بدون صوابديد تو دست به كارى نزنم . » 100 علىرغم چنين قولى از سوى محمود ، پادشاه نگونبخت صفوى ، در اسارت وى زندگى ناگوارى داشت . چه ، پس از مدتى كليهء زنان صيغهاى او به فرمان پادشاه جديد نصيب سرداران افغانى گرديد . خزانهء سلطنتى كه ديگر چيز با ارزشى در آن نمانده بود به تصرف محمود كه با يكى از شاهزاده خانمهاى صفوى ازدواج كرده بود ، درآمد . شاهزادگان صفوى نيز كه تا پيش از اين در محيط بستهء حرمسرا بسر مىبردند به چهار ديوارى زندان انداخته شدند ؛ و شايد فجيعترين حادثه در نظر شاه سلطان حسين ، ديدن